تغییر بهعنوان همراه همیشگی زندگی، بهصورت مستمر بر عملکرد حرفهای نیز اثر میگذارد؛ از ورود یک تجهیز جدید تا تغییر رویکرد مدیریتی، بازنگری در برنامه زمانبندی، یا افزایش زمان تأمین یک قطعه (Lead Time). بر این اساس، یک واقعیت بنیادین باید پذیرفته شود: تغییر رخ خواهد داد. مسئله اصلی، نه وقوع تغییر، بلکه میزان آمادگی برای مواجهه با آن است.
«آمادگی برای تغییر» (Change Readiness/Change-Ready) به معنای استقبال بیقیدوشرط از هر ابتکار، پروژه یا برنامه جدید تلقی نمیشود. در این مفهوم، تمرکز بر ایجاد ظرفیت سازگاری (Adaptation) در سطح فردی و جمعی قرار دارد؛ بهگونهای که افراد و تیمها بتوانند در مواجهه با تغییرات، رفتارها و روشهای کاری را بهصورت کنترلشده اصلاح کرده و همزمان، انسجام عملیاتی حفظ شود.
همچنین آمادگی برای تغییر مستلزم توانایی عبور از عدمقطعیت (Uncertainty) است. در بسیاری از موقعیتهای واقعی، تعداد عوامل ناشناخته از دادههای قطعی بیشتر است و تصمیمگیری ناگزیر باید در شرایط ابهام انجام شود. در چنین وضعیتی، استمرار کار و پایداری عملیات تنها زمانی تضمین میشود که سازوکارهای مشخصی برای مدیریت ابهام، همراستاسازی انتظارات، حفظ تمرکز بر اهداف کلیدی و پیشگیری از توقف فعالیتها در اثر تردید یا تعلل طراحی و اجرا شده باشد.
آمادگی برای تغییر (Change Readiness) به معنای «صبر کردن و کنار ایستادن» نیست
در برخی برداشتهای رایج، «آمادگی» (Readiness) بهاشتباه مترادف با کنار ایستادن و دست نگهداشتن تا روشن شدن اتفاقات پیشِ رو تلقی میشود؛ درحالیکه این وضعیت، آمادگی محسوب نمیشود و بیشتر نشاندهنده تعلل و عقبانداختن تصمیمها (Stalling) است. وقتی اقدام به بهانه ابهام متوقف میشود، ظرفیت سازمان برای کنترل پیامدهای تغییر کاهش مییابد و فرصتهای اثرگذاری بهتدریج از دست میرود.
آمادگی برای تغییر (Change Readiness) یک «وضعیت فعال» (Active State) تعریف میشود. در این وضعیت، فرد ضمن پاسخگویی کامل نسبت به وظایف جاری، آمادگی لازم برای مدیریت مرحله بعد نیز ایجاد میکند. در شرایط امروز، این آمادگی عمدتاً از سه مسیر تقویت میشود: مهارتها باید پیوسته بهروز و تیز شوند (Sharpening Your Skills)، محیط پیرامونی باید بهصورت مستمر رصد و پایش شود (Scanning Your Environment)، و شبکهای از روابط کاری و حرفهای شکل بگیرد که در لحظه تغییر شرایط، امکان واکنش سریع، هماهنگ و اثربخش را فراهم کند. در عمل، آمادگی فعال یعنی همزمان «اجرای پایدار کار جاری» و «آمادهسازی ظرفیت برای تغییر» بهصورت موازی دنبال شود، نه اینکه یکی جایگزین دیگری گردد.
از آنجا که نقشهای عملیاتی در تحقق مأموریت شرکت (Company Mission) معمولاً ماهیت حیاتی دارند، غافلگیرشدن در برابر تغییر—بهویژه تغییرهای ناگهانی—صرفاً یک تجربه ناراحتکننده یا وقتگیر تلقی نمیشود؛ بلکه میتواند به افزایش ریسکهای عملیاتی و حتی بروز پیامدهای خطرناک منجر شود. با وجود آنکه آمادگی برای تغییر یک وضعیت فعال است، ورود به فرایند «سازگاری روانی» (Psychological Adjustment) همچنان اجتنابناپذیر است. این سازگاری معمولاً در یک مرحله گذار رخ میدهد که از آن با عنوان فضای «بینابین» (In-Between Space) یاد میشود: روش قدیمی کنار گذاشته شده، اما روش جدید هنوز روشن، تثبیتشده و قابل اتکا نشده است. در چنین دورهای، ابهام افزایش مییابد و سردرگمی یا برهمخوردن جهتگیری کاری محتملتر میشود؛ بهخصوص زمانی که راهنمایی فنی (Technical Guidance) یا حمایت رهبری (Leadership Support) کافی ارائه نشده باشد.
این وضعیت گذار در سناریوهای متعددی میتواند رخ دهد: زمانی که یک فناوری جدید روی یک تجهیز در حال پیادهسازی است اما هنوز دانش عملی کافی در تیم شکل نگرفته است؛ هنگامی که تغییر مدیریت باعث جابهجایی اولویتها بدون توضیح و منطق روشن میشود؛ یا زمانی که تأخیر تأمینکننده (Vendor’s Delay) تیم را ناچار میکند راهحلهای بداهه و خارج از رویههای معمول را اجرا کند. در چنین لحظاتی، برخی تکیهگاهها و پیوندهای آشنا ممکن است موقتاً از دسترس خارج شوند، زیرا سازوکار جدید هنوز جایگزینی کامل ایجاد نکرده است.
از منظر شناختی، مغز انسان بهطور طبیعی برای پیشبینی «مرحله بعد» تنظیم شده است (Wired to Anticipate What’s Next). بنابراین، مواجهه ناگهانی با عدمقطعیت میتواند بهطور ویژه برهمزننده و مختلکننده (Disruptive) باشد. همچنین این عدمقطعیت ممکن است واکنشهای استرسی (Stress Responses) را فعال کند؛ از جمله بیشفکری (Overthinking)، کنارهگیری (Withdrawal)، کنترلگری افراطی یا خردمدیریتی (Micromanagement)، و کمالگرایی (Perfectionism). نتیجه این چرخه میتواند کاهش سرعت تصمیمگیری، افت هماهنگی تیمی، و افزایش خطاهای اجرایی باشد؛ حتی اگر قصد اولیه صرفاً «احتیاط» یا «صبر کردن» بوده باشد.
در نهایت، یکی از دشوارترین ویژگیهای فضای بینابین آن است که گاهی نیاز به اقدام وجود دارد، درحالیکه جهتگیری کامل هنوز شکل نگرفته است. کار باید ادامه پیدا کند، اما گامهای بعدی شفاف نیست. در چنین شرایطی، آمادگی برای تغییر بهعنوان یک وضعیت فعال، به معنای حفظ تداوم عملیات همراه با مدیریت آگاهانه ابهام تعریف میشود؛ بهگونهای که تصمیمها متوقف نشوند، اما بدون پشتوانه نیز شتابزده اتخاذ نگردند.
نکتههای ثابت و تغییرناپذیر (The Constants You Can Count On)
در زمان بروز عدمقطعیت (Uncertainty) و هنگامی که مرحله «میانِ دو وضعیت» (In-Between Stage) ناپایدار و مبهم به نظر میرسد، ایجاد مکثی کوتاه و شناسایی مواردی که تغییر نمیکنند، میتواند نقش مهمی در بازگرداندن احساس اطمینان و کنترل ایفا کند. در چنین شرایطی، تمرکز صرف بر متغیرها معمولاً فشار روانی را افزایش میدهد؛ در حالیکه برجستهسازی «ثابتها» به سازماندهی ذهنی و کاهش آشفتگی کمک میکند.
حتی اگر فرایندها (Processes)، ابزارها (Tools) یا پروژهها (Projects) در حال تغییر باشند، معمولاً مجموعهای از اصول و تعهدات وجود دارد که ثابت میماند. در فضای عملیاتی و اجرایی، این ثابتها غالباً شامل تعهد به ایمنی (Safety)، رعایت استانداردهای کیفیت (Quality Standards)، اهمیت آمادهبهکاری و در دسترس بودن تجهیزات و خدمات (Up Time)، و ضرورت کار تیمی و هماهنگی بینوظیفهای (Teamwork) است. این موارد، بهعنوان خطوط قرمز عملکردی و معیارهای تصمیمگیری، میتوانند نقش قطبنما را در دورههای گذار ایفا کنند.
وقتی این ثابتها برای خود فرد و برای سایر اعضای تیم بهصورت روشن، صریح و تکرارشونده بیان میشوند، به «تکیهگاه» و عامل ثبات تبدیل خواهند شد؛ یعنی نقطهای قابل اتکا که در میانه تغییرات میتوان تصمیمها و رفتارها را به آن سنجاق کرد. این شفافسازی همچنین به همه یادآوری میکند که هرچند روشها (Methods) ممکن است دستخوش تغییر شوند، مأموریت (Mission) پابرجا میماند و معیارهای بنیادین عملکرد از بین نمیرود.
ایجاد حتی یک حس کوتاه از ثبات، اثر مستقیم بر افزایش اعتمادبهنفس و کاهش تنش دارد. با تقویت این حس، چالش پیشِ رو کمتر تهدیدآمیز و بیشتر قابل مدیریت دیده میشود و انرژی تیم بهجای درگیری با اضطراب ناشی از ابهام، بر حل مسئله و استمرار کار متمرکز خواهد شد.
انتخابِ آمادگی (The Choice of Readiness)
«انتخاب کردن» میتواند بهعنوان یک عامل مؤثر برای بازگشت به تعادل و بازیابی کنترل تلقی شود؛ بهویژه در شرایطی که بخش قابل توجهی از محیط کاری نامطمئن و متغیر به نظر میرسد. در چنین موقعیتهایی، تمرکز بر حوزههایی که در اختیار فرد یا تیم قرار دارد، معمولاً نتیجهای متفاوت و سازنده ایجاد میکند. به بیان دیگر، وقتی امکان کنترل همه عوامل بیرونی وجود ندارد، بازتعریف نقطه تمرکز بر «قلمرو اختیار» میتواند مسیر تصمیمگیری را از واکنشپذیری به کنشگری تغییر دهد.
این انتخاب معمولاً در تصمیمهای بزرگ و یکباره شکل نمیگیرد، بلکه در مجموعهای از اقدامات کوچکِ روزمره ساخته میشود؛ اقداماتی که ممکن است در نگاه اول جزئی به نظر برسند، اما در طول زمان اثر تجمعی دارند و مسیر رفتار، یادگیری و عملکرد را تعیین میکنند. به همین دلیل، در جریان یک روز کاری، شناسایی فرصتهایی که امکان «انتخاب آگاهانه» در آنها وجود دارد، اهمیت بالایی پیدا میکند.
برای نمونه، بهجای تمرکز بر گلایه از یک سیستم جدید، میتوان یادگیری آن را بهعنوان یک تصمیم حرفهای انتخاب کرد تا وابستگی به حدس و آزمونوخطا کاهش یابد و کیفیت کار افزایش پیدا کند. همچنین بهجای رها کردن نیروی تازهوارد (New Hire) برای مواجهه انفرادی با یک تجهیز، انتقال تجربه و اشتراکگذاری دانستهها میتواند به کاهش خطا، افزایش ایمنی، و کوتاه شدن زمان رسیدن به عملکرد مطلوب منجر شود. از سوی دیگر، زمانی که یک پروژه از مسیر برنامهریزیشده خارج میشود و طبق انتظار پیش نمیرود (Goes Sideways)، طرح یک سؤال راهبردی مانند «در حال حاضر کدام بخشها قابل کنترل است؟» (What can we control right now?) میتواند تمرکز تیم را از نگرانی نسبت به عوامل خارج از کنترل، به اقدامهای عملی و فوری معطوف کند.
در مجموع، «انتخاب آمادگی» بهعنوان یک رویکرد اجرایی، به معنای تعریف و تثبیت رفتارهایی است که در شرایط تغییر، قابلیت یادگیری، همکاری، و تصمیمگیری مبتنی بر واقعیت را تقویت میکند؛ بهگونهای که مسیر حرکت حتی در فضای ابهام، قابل مدیریت و قابل پیشبینیتر شود.
چهار مؤلفه اصلی آمادگی برای پذیرش و مدیریت تغییر (Four Building Blocks of Change Readiness)
برای تقویت آمادگی در پذیرش و مدیریت تغییر، چهار مؤلفه کلیدی قابل اتکا است که میتواند کیفیت «انتخاب بعدی در مواجهه با تغییر» (Next Change Choice) را بهطور معناداری بهبود دهد. این مؤلفهها بهگونهای طراحی میشوند که هم در سطح فردی و هم در سطح تیمی قابلیت اجرا داشته باشند و در محیطهای عملیاتی مانند نگهداشت و قابلیت اطمینان (Maintenance and Reliability) به کاهش خطا، افزایش چابکی تصمیمگیری و حفظ پایداری عملیات کمک کنند.
1) ذهنِ باز (Openness)
ذهنِ باز بهعنوان پایه سازگارشدن (Adaptability) شناخته میشود. در حوزه نگهداشت و قابلیت اطمینان، ذهنِ باز به این معناست که پیشنهادهای اپراتورها (Operators)، تأمینکنندگان (Vendors) و حتی واحدهای همکار با نگاه حرفهای شنیده و ارزیابی شود. در بسیاری از محیطهای کاری، تکرار واکنشهای کلیشهای مانند «اینجا این کار را اینطور انجام نمیدهیم» بهسادگی اتفاق میافتد؛ درحالیکه مسیر هر بهبود (Improvement) معمولاً از ایدهای آغاز میشود که در ابتدا صرفاً «یک ایده جدید» بوده است. با تثبیت رویکرد ذهنِ باز، احتمال کشف راهحلهای کمهزینهتر، ایمنتر یا قابل اتکاتر افزایش مییابد.
اقدام حرفهای (Pro Move):
در جلسات تیمی، بهصورت هفتگی یک سؤال مبتنی بر «اگر...» طرح شود تا فضای تفکر جایگزین تقویت گردد. برای نمونه:
اگر زمانبندی PMها (Preventive Maintenance - PM) با منطقی متفاوت بازطراحی شود، چه نتایجی ایجاد خواهد شد؟
اگر راهحلهای موقت (Workarounds) بهصورت نظاممند مستندسازی شود، چه میزان از دوبارهکاری و اتلاف زمان کاهش خواهد یافت؟
اگر برای قطعاتی که به سختی یافت میشوند (Difficult-to-Locate Parts)، یک تأمینکننده جایگزین ارزیابی شود، چه ریسکهایی کاهش پیدا میکند؟
2) انعطافپذیری (Flexibility)
انعطافپذیری (Flexibility) به معنای کنار گذاشتن استانداردها و الزامات نیست؛ بلکه به معنای حفظ هدف نهایی و تنظیم روش اجرا متناسب با شرایط واقعی است. ارزش این رویکرد زمانی پررنگتر میشود که مسائل زنجیره تأمین (Supply Chain Issues) یا خرابیهای غیرمنتظره تجهیزات (Equipment Failures) موجب شود راهحلهای جایگزین و فوری طراحی و اجرا شود (Improvise). انعطافپذیریِ حرفهای کمک میکند ضمن حفظ حدود ایمنی و کیفیت، تصمیمها از حالت انفعالی خارج شده و پاسخهای عملیاتی مؤثرتر تولید شود.
اقدام حرفهای (Pro Move):
در مواجهه با یک مسئله غیرمنتظره، پیش از حرکت به سمت اولین راهحل، مکث کوتاهی انجام شود و این سؤال طرح گردد:
«یک راه دیگر برای حل این مسئله چیست؟» (What’s another way we could solve this?)
حتی اگر در نهایت همان برنامه اولیه اجرا شود، این مکث و بازاندیشی باعث تقویت ظرفیت حل مسئله و کاهش وابستگی به واکنشهای فوری خواهد شد.
3) شفافیت (Clarity)
در دورههای تغییر، نبود ارتباطات شفاف باعث میشود ابهام (Uncertainty) چند برابر شود و تصمیمگیریهای روزمره با تفسیرهای شخصی جایگزین گردد. به همین دلیل، تا حد امکان باید «چرایی تغییر» (The “Why”) همراه با نتایج مورد انتظار (Expected Outcomes) روشن شود. علاوه بر آن، ضروری است مشخص باشد که در دوره انتقال (In the Meantime) دقیقاً چه انتظاراتی از افراد وجود دارد، چه اقداماتی باید ادامه یابد، و چه تصمیمهایی تا اطلاع ثانوی ثابت تلقی میشود. شفافیت موجب کاهش خطا، افزایش همراستایی و جلوگیری از سردرگمی تیمی خواهد شد.
اقدام حرفهای (Pro Move):
پس از دریافت یک دستور یا ابلاغ تغییر (Change Directive)، محتوا باید به چند نکته مشخص و قابل اجرا تبدیل شود (Specific, Actionable Points) تا ابهام اجرایی کاهش یابد. در صورت ناکافی بودن اطلاعات، هر زمان امکان داشت باید درخواست جزئیات تکمیلی ارائه شود. پیگیری شفافیت، هم سطح استرس را کاهش میدهد و هم ریسک خطاهای عملیاتی را محدود میکند.
4) ارتباط مؤثر (Connection)
در دورههای گذار، روابط کاری قوی بهعنوان یکی از مهمترین پشتوانههای عملکرد شناخته میشود. وقتی سطح اعتماد بالا باشد، اطلاعات حیاتی راحتتر به اشتراک گذاشته میشود، حمایت متقابل افزایش پیدا میکند و مسائل بهصورت مشارکتی حل میشود (Collaboratively). ارتباط مؤثر در محیطهای نگهداشت و عملیات، بهطور مستقیم بر سرعت تصمیمگیری، کیفیت هماهنگی بین تیمها، و کاهش اتلاف ناشی از سوءتفاهم اثر میگذارد.
اقدام حرفهای (Pro Move):
پنج رابطه کلیدی که برای اثربخشی در نقش فعلی—در داخل و خارج از واحد—ضروری است، باید شناسایی شود. سپس پیش از آنکه شرایط بحرانی ایجاد شود، برای تقویت این ارتباطها زمان اختصاص یابد. توسعه این شبکه ارتباطی، امکان واکنش سریعتر، دسترسی بهتر به اطلاعات و کاهش اصطکاک بین واحدی را فراهم میکند.
این چهار مؤلفه، در کنار یکدیگر، چارچوبی اجرایی برای تقویت آمادگی تغییر ارائه میدهند؛ بهگونهای که در شرایط ابهام و گذار، هم تداوم عملیات حفظ شود و هم ظرفیت یادگیری، تصمیمگیری و هماهنگی تیمی ارتقا یابد.
راهبری در دوره «میانِ گذار» (Leading Through the In-Between)
نحوه مواجهه با تغییر، بهصورت مستقیم توسط دیگران مشاهده میشود و بر برداشت، رفتار و سطح آمادگی آنان نیز اثر میگذارد. هرچند فاصله میان «اینجا و آنجا»—یعنی فاصله میان وضعیت فعلی و وضعیت بعدی—ممکن است مبهم و نامطمئن به نظر برسد، اما مجموعهای از اقدامات عملی وجود دارد که با اجرای آنها میتوان آمادگی فردی و تیمی را در همین دوره افزایش داد و از افت عملکرد در دوره گذار جلوگیری کرد.
واقعیت باید همانگونه که هست بیان شود. شرایط نباید بزک و خوشرنگ جلوه داده شود (Sugarcoating) و همزمان نباید با بزرگنمایی، بحرانیتر از واقعیت نمایش داده شود (Blowing It Up). ارائه تصویر واقعگرایانه، مبنای تصمیمگیری صحیح و کاهش شایعات سازمانی محسوب میشود و از شکلگیری انتظارات غیرواقعی پیشگیری میکند.
گوشدادنِ فعال (Active Listening) باید بهعنوان یک رفتار مدیریتی تثبیت شود. نگرانیها، دلخوریها و ایدهها لازم است واقعاً شنیده و جدی گرفته شود. زمانی که افراد احساس کنند شنیده میشوند، احتمال مقاومت پنهان کاهش مییابد و همکاری برای حل مسئله تقویت میشود. همچنین دادههای میدانی و جزئیات عملیاتی که در گفتگوها مطرح میشود، میتواند به تصمیمهای دقیقتر منجر گردد.
سازگارپذیری (Adaptability) باید با رفتار نشان داده شود، نه صرفاً با شعار. آمادگی برای آزمودن، پذیرفتن احتمال خطا، یادگیری از شکست و تلاش مجدد، پیام مشخصی به تیم منتقل میکند: تغییر قابل مدیریت است و یادگیری بخشی از مسیر محسوب میشود. این رویکرد، فضای امنتری برای تجربهگرایی کنترلشده ایجاد میکند و از ترسِ اشتباه که معمولاً مانع اقدام میشود، میکاهد.
نگاه امیدوارانه به آینده (Stay Optimistic) باید همزمان با رسیدگی به چالشهای امروز حفظ شود. خوشبینی در اینجا به معنای نادیده گرفتن مسائل نیست؛ بلکه به معنای حفظ جهتگیری و انگیزه برای عبور از دوره گذار است. وقتی آینده بهعنوان یک مسیر قابل دستیابی تصویر شود، انرژی تیم بهجای توقف در ابهام، به سمت اقدام و حل مسئله هدایت خواهد شد.
در این مسیر، یک اصل تعیینکننده باید بهصورت جدی مدنظر قرار گیرد: افراد باید از همان نقطهای که هستند همراه شوند، نه از جایی که انتظار میرود باشند. سرعت سازگاری در میان افراد یکسان نیست. برخی افراد سریعتر تطبیق پیدا میکنند، در حالیکه برخی دیگر به زمان بیشتر، توضیح شفافتر یا حمایت (Support) نیاز دارند. بنابراین آمادگی صرفاً یک ویژگی فردی محسوب نمیشود؛ بخشی از آمادگی واقعی آن است که امکان آمادگی دیگران نیز فراهم شود. در نتیجه، راهبری مؤثر در دوره «میانِ گذار» زمانی محقق میشود که علاوه بر مدیریت کار و ریسکهای عملیاتی، ظرفیت یادگیری، اطمینان و همراهی در تیم نیز بهصورت هدفمند تقویت گردد.
چالشها و دستاوردهای «آمادگی برای مدیریت تغییر» (The Pitfalls and Payoff of Change Readiness)
در دورههای تغییر و گذار (Change and Transitions)، دو دام رایج میتواند اثربخشی تیم و پایداری عملیات را تضعیف کند؛ در مقابل، آمادگی برای تغییر میتواند تغییر را از یک فشار فرسایشی به یک فرصت بهبود عملکرد تبدیل کند.
دام ۱: فرض اینکه همه تغییر را یکسان میفهمند
تغییر برای افراد تجربهای شخصی است و برداشتها یکسان نیست. اگر اطلاعات درست، چندباره و از مسیرهای مختلف منتقل نشود، خلأ اطلاعاتی با حدسها و روایتهای غیررسمی پر میشود و این برداشتها معمولاً بدبینانه خواهد بود.
دام ۲: تمرکز صرف بر آنچه در حال تغییر است
وقتی فقط درباره تغییر صحبت شود، ابهام و فشار روانی افزایش مییابد. در کنار تغییرات، باید ثابتها نیز روشن شوند تا ثبات و اعتماد حفظ شود و «فرسودگی ناشی از تغییر» (Change Fatigue) کاهش یابد.
آمادگی برای تغییر صرفاً برای «دوام آوردن» نیست؛ هدف آن است که فرد و تیم در جایگاهی قرار گیرند که با تغییر رشد کنند و بهتر عمل کنند. در نگهداشت و قابلیت اطمینان (Maintenance and Reliability)، این آمادگی معمولاً به نتایج زیر منجر میشود:
توقف کوتاهتر (Shorter Downtime): به دلیل سازگاری سریعتر تیم با رویهها، ابزارها و آموزشهای لازم.
روحیه بالاتر (Higher Morale): چون افراد حمایت و اطلاعات کافی دریافت میکنند.
حل مسئله بهتر (Better Problem-Solving): زیرا دیدگاههای متنوع پذیرفته و مبنای اقدام میشود.
فشار کمتر و توانمندی بیشتر فردی: بهواسطه تقویت مهارت مدیریت ابهام و تصمیمگیری در شرایط تغییر.
سخن پایانی (Final Thoughts)
برای توضیح «آمادگی برای تغییر» (Change Readiness)، آفتابپرست میتواند بهعنوان یک استعاره دقیق در نظر گرفته شود. آفتابپرست به موجود دیگری تبدیل نمیشود؛ بلکه با واکنشی کنترلشده نسبت به شرایط محیطی، ظاهر خود را هماهنگ میکند و تغییر را «بازتاب» میدهد. بنابراین، این تغییر بیش از آنکه نشانه دگرگونی هویت باشد، علامتی از هوشیاری و آمادگی تلقی میشود.
در نقشهای حرفهای نیز همین منطق قابل اتکا است: نیاز نیست فرد به شخص دیگری تبدیل شود؛ کافی است رویکردها در صورت لزوم تنظیم شود (Adjust) و توان سازگاری در زمان مناسب بهکار گرفته شود. در نهایت، تغییر رخ میدهد؛ اما آمادگی برای مواجهه با آن و تصمیمی که پس از آن اتخاذ میشود، یک انتخاب آگاهانه است.
Making the Choice to Be Change Ready: https://www.reliableplant.com/Read/32966/making-the-choice-to-be-change-ready
Powered by Froala Editor

برای ثبت نظر ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید